درود
تنها یک نفر از دوستان به موضوع بحث اشاره داشته اند که نظر ایشان قرآن بوده است. نظر بسیار عاقلانه ای است چون هیچ نوع تفره و تحریفی امکان پذیر نیست ولی من برای اینکه به قسمت قرآن برسیم می خواهم کمی از پیدایش اسلام بگویم. لطفا نوشته ی زیر را کامل بخوانید چون که وقت زیادی برای خلاصه جمع آوری و تایپ آن گذاشته ام تا کارمان راحت باشد :
محمد بن عبدالله در یکی از روزهای دوشنبه ربیع الاول سال ۵۰۷ میلادی معروف به عام الفیل متولد شده است. وی از قبایل قریش که در آن زمان بر مکه و مجاورت آن حکمرانی می کرد بود. کعبه در نزدیکی شهر مکه و دارای بت های متعددی بود که قبایل عرب برای پرستش آن ها به کعبه می آمدند. یکی از بزرگ ترین بت های کعبه اله نام داشت که با افزودن "ال " به آن و ادغام دو " ل " کلمه ی الله بدست می آید نام هایی مانند عبد الله ( یعنی بنده ی بت الله ) از این بت سرچشمه گرفته. عبدالله پدر محمد قبل از به دنیا آمدن او در مدینه هنگامی که از سفر سوریه مراجعت می کرد در گذشت بنابراین محمد هیچ گاه پدرش را ندیده بود این مسئله و همچنین مرگ مادر محمد یعنی آمنه در شش سالگی او باعث ضربه ی روحی شدیدی به او شد. پس از چندی محمد به اختیار حلیمه یکی از زنان قبیله بنی سعد درآمد. محمد تا پنج سالگی نزد حلیمه ماند ولی دلیل برگرداندن او به آمنه رفتار ها و گفتار های عجیب محمد بود طوری که حلیمه و شوهرش معتقد بودند که او جن زده شده است. این ادعا به ماجرایی بر می گردد که محمد خود بعدها برای یارانش تعریف کرده است. این ماجرا مشهور به نام شرح صدر است.او این چنین تعریف می کند :« روزی با برادر رضاعی ام از یک گله گاو مراقبت می کردیم که دو مرد سفید پوش که یک طشتک طلایی که پر از برف بود با خود حمل می کردند به طرف من آمدند مرا گرفتند و بدنم را باز کردند قلبم را از بدنم خارج کردند و آن را از وسط بریدند و یک لخته ی خون سیاهی از آن درآوردند و آن را دور انداختند. سپس قلب و بدنم را با دقت کامل با برف شستند » سپس محمد را با ده نفر صد نفر و هزار نفر از مردان قبیله اش وزن کردند که او از آنها سنگین تر بوده است ( این موضوع را ابن اسحق از زبان پیامبر اسلام نقل می کند ) ...( بقیه در پست بعدی)
برای این پست تا این قسمت از تاریخ پیدایش اسلام کافی است. دوستان دقت کنند که ما هر بار علاوه بر سوالاتی در زمینه ی دین به بیان تاریخ اسلام می پردازیم . لطفا" اگر نظری درباره ی تاریخ دارید بفرمایید تا در جهت رفع اشکال احتمالی آن برآییم همچنین سعی کنید با دلایل عاقلانه به پاسخ به سوالات بپردازید چرا که قصد ما شمشیر کشی در مقابل یکدیگر یا متقاعد کردن یکدیگر نیست هدف تبادل نظرات است پس سعی نکنید عقاید خود را به دیگران بباورانید تلاش خود را برآن دارید که به هدف برسید بدون تعصب.
برای موضوع اول من و دوستم موضوع زن در اسلام رو در نظر گرفتیم سوالاتی را مطرح می کنم لطف کنید با منطق جواب خود را ارائه دهید :
قسمت آخر آیه ۲۲۸ سوره بقره : « ... و برای مردها افزونی بر زنهاست و خداوند نفوذناپذیر است » چرا ؟
مفهموم قسمتی از آیه ۲۸۲ سوره بقره : شاهد باید دو مرد یا یک مرد و دو زن باشد. چرا ؟
قسمتی از آیه ۳۴ از سوره نسا : « ... مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است .... و زنانیکه از مخالفت و نافرمانی آنان بیمناکند باید نخست آنها را موعظه کنید اگر مطیع نشدند از خوابگاه آنان دوری گزینید باز مطیع نشدند آنها را به زدن تنبیه کنید ... » چرا ؟
آیه 223 سوره بقره :« و زنان شما کشتزار های شما هستند پس هر زمان و به هر طریق به کشتزار خود نزدیکی کنید... » آیا کشتزار بودن برای بک زن ارزش به حساب می آید؟ بر طبق آیه 10 سوره تحریم زنان باید به فرمان شوهر خود باشند... آیا رابطه زن و مرد باید مانند رابطه ارباب و نوکری باشد یا رابطه دوستانه؟
طبق آيه 6 سوره نور آنان كه به زنان خود نسبت زنا بدهند و بر اين ادعا جز خود شاهدی نداشته باشند چهار بار سوگند بخورند و زن آن فرد به مرگ یا مجازات دیگر محکوم می شود پس يك مرد مسلمان می تواند به راحتی به زنش تهمت بزند و طبيعتا او را به مرگ محكوم كند و فقط كافيست كه ۴ مرتبه به دروغ شهادت ياد كند اما از طرف ديگر زنان چنين حقی را در اسلام ندارند. آیا این برای یک دین آسمانی اشکال نیست؟ خطبه ای از حضرت علی :
ای مردم، بدانید که زنان را ایمان ناقص است و بهرهمندیهایشان ناقص است و عقل هایشان ناقص است. اما ناقص بودن ایمانشان از آن روست که در ایام حیض از خواندن نماز و گرفتن روزه معذورند و ناقص بودن عقل هایشان، بدان دلیل است که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است و نقصان بهرهمندیشان در این است که میراث زنان نصف میراث مردان است. از زنان بد بپرهیزید و از زنان خوب حذر کنید و کار نیک را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهید، تا به کارهاى زشت طمع نکنند. (خطبهی ۷۰ نهجالبلاغه، طبق ترجمه آیتی)
چرا؟...
|